تبلیغات
کــــــــــاوای ســــــــــــار - ویلیام شکسپیر
  • کد نمایش افراد آنلاین
  • کدستان
    تماس با کاوا
    با سلام
    شــما عزیزان و یـاران همراه مـا میتوانی از طریق یکی از راههای زیر با ما در تماس باشید و مطالب زیبای خود را بـرای وبلاگ خودتــان ارسال کنید
    ایمیل : cavasar@yahoo.com

    جی میل : cava.mbs@gmail.com

    فیس بوک : www.facebook.com/cavaysar

    تویتر :twitter.com/cava_mf30

    موبــایل : 09122572541
    با تشکر
    کــــــــــــــاوای ســــــــار

    .
    صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
    ___________________



    ابزار وب رایگان-ایران تاریخ هجری شمسی
    نظرسنجی
    تا چه حدی از وبلاگ ما راضی هستید ؟






    درباره وبلاگ


    ***خوش آمدید***

    ایمیل : cavasar@yahoo.com
    شماره تماس :09122572541
    خداوندا به من بیاموز:

    دوست بدارم کسانی را، که دوستم ندارند
    عشق بورزم به کسانی، که عاشقم نیستند
    محبت کنم به کسانی، که محبتی در حقم نکردند
    بگریم با کسانی، که هرگز غمم را نخوردند
    و بخندم با کسانی،
    که هرگز شادیهایشان را با من قسمت نکردند.

    مدیر وبلاگ : محسن باقری ساری

    آخرین مطالب
    آخرین مطالب
    به مناسبت بزرگداشت درگذشت شکسپیر

    ویلیام شکسپیر
    Shakespeare.jpg
    پرتره تاییدنشده ویلیام شکسپیر
    زاده۲۶ آوریل ۱۵۶۴
    استراتفورد
    درگذشته۲۳ آوریل ۱۶۱۶
    استراتفورد
    شغلنمایش‌نامه‌نویس، شاعر، بازیگر
    جنبش ادبیEnglish Renaissance theatre
    همسر(ان)آن هثوی
    فرزندان
    • سوزانا هال
    • همنت شکسپیر
    • جودی کویینی
    خویشاوند(ان)
    • جان شکسپیر (پدر)
    • ماری شکسپیر (مادر)

    امضا
    ویلیام شکسپیر  ‏:  (۱۵۶۴-۱۶۱۶) شاعر و نمایشنامه‌نویس انگلیسی که وی را بزرگ‌ترین نویسنده در زبان انگلیسی دانسته‌اند. «سخن سرای آون» لقبی است که به خاطر محل تولدش در آون واقع در استراتفورد انگلیس به وی داده‌اند.

    زندگی شخصی

    ویلیام شکسپیر در ۲۶ آوریل سال ۱۵۶۴ در انگلستان در شهر استراتفورد متولد شد. شهرت شکسپیر به عنوان شاعر، نویسنده، بازیگر و نمایشنامه نویس منحصربه‌فرد است و برخی او را بزرگ ترین نمایشنامه نویس تاریخ می‌دانند، اما بسیاری از حقایق زندگی او مبهم است. پدرش شهردار و مادرش فرزند زمین داری محلی بود. شکسپیر احتمالاً در مدرسهٔ گرامر استراتفورد تحصیل کرده و در آنجا اطلاعات ارزشمندی دربارهٔ لاتین به دست آورده؛ اما ویلیام رهسپار آکسفورد یا کمبریج نشد. دربارهٔ جوانی ویلیام فقط افسانه‌هایی برسر زبان هاست و هیچ سندی وجود ندارد. اولین مدرکی که ما دربارهٔ او پس از مراسم تعمید و نام‌گذاری داریم از ازدواج او با آن هثوی Anne Hathaway در سال ۱۵۸۲ است، که ثمرهٔ آن دختری متولد ۱۵۸۳ و یک دختر و پسر دوقلو در سال ۱۵۸۳ بود. شکسپیر پس از ازدواج به لندن رفت و در تماشاخانه مشغول بازی شد. در آنجا وظیفه ویرایش نمایش نامه‌ها را به او سپردند. شکسپیر از این موقعیت استفاده کرد و خود چند نمایشنامه نوشت که با استقبال روبه رو شد. پس از آن تا هفت سال هیج اطلاعی از فعالیت‌هایش نداریم؛ اما وی احتمالاً پیش از سال ۱۵۹۲ در لندن به عنوان بازیگر کار می‌کرده است. در این موقع چندین گروه بازیگری در لندن و دیگر مناطق وجود داشت که ارتباط شکسپیر با یکی یا بیشتر از آنها همگی حدسیات است. اما ما از ارتباط مفید و طولانی او با موفق‌ترین دسته بازیگران با نام مردان لرد چامبرلین The Lord Chambelain's Men اطلاع داریم که پس از به تخت نشستن جیمز اول، مردان شاه the King's Men نام گرفتند. شکسپیر نه تنها با این گروه بازی کرد بلکه سرانجام سالار صاحب سهم و مدیر نمایشنامه شد. دسته شامل کسانی که در آن روزگار مشهورترین بازیگران بودند می‌شد، مانند Richard Burbage (که بی شک خالق نقش‌های هملت، شاه لیر و اتلو بود) همین طور Robert Armin و Will Kempe (بازیگران نمایشنامهٔ دلقک و احمق شکسپیر). همچنین ایشان شناخته شده‌ترین تئاتر الیزابتی در سال ۱۵۹۹ بودند. شکسپیر در دوران نخستین خود را محدود تئاتر نکرد و در سال ۱۵۹۳ شعر عشقی اساطیری ونوس و آدونیس و در سال پس از آن نیز ربودن لاکریس را منتشر ساخت. و تا ۱۵۹۷ وی کامکار شد خانه‌ای نو در استراتفورد خریداری کند و اینک او می‌توانست خود را ...

    جنتلمن بنامد.

    فرانسیس میرس Francis Meres در پالادیس تامیا: خزانه هوش (۱۵۹۸) در رابطه با شکسپیر می‌گوید: همانطور که پلاتوس و سنکا Plautus and Seneca بهترین برای کمدی و تراژدی در میان لاتین هستند شکسپیر فاخرترین آنها از هر دو گونه در روی صحنه است.

    با دو چکامه‌ای که شکسپیر در سال‌های ۱۵۹۳ و ۱۵۹۴ به چاپ رساند اشعار او زودتر از نمایش‌هایش چاپ شدند. همینطور باید گفت که بیشتر غزل‌های وی باید در این سال‌ها نوشته شده باشند و نمایش‌های او پس از سال ۱۵۹۴ نمایان شده‌اند و او به طور کلی هر دو سال یکی را ارئه نمود که هریک شامل سرود و آهنگ‌هایی بسیار زیبایی می‌شدند.

    نمایش‌های ابتدایی شکسپیر شامل: هنری چهارم، تیتوس آندرونیکس، رویای شب نیمهٔ تابستان، بازرگان ونیزی و ریچار دوم می‌شود که همگی در میانه و اواخر دهه ۱۵۹۰ تاریخ گذاری شده‌اند.

    همینطور بعضی از تراژدی‌های مشهور او که در اوایل دهه ۱۶۰۰ نگاشته شده‌اند شامل: اتلو، شاه لیر و مکبث می‌شود. در حدود سال ۱۶۱۰ شکسپیر به استراتفورد برای استراحت برمی‌گردد و با وجود آن به نوشتن ادامه می‌دهد که دورهٔ رمان و کمدی-تراتژدی او به حساب می‌آید مانند: طوفان، هنری هشتم، سیمبلاین و داستان زمستان. درمورد غزلیات او می‌توان گفت که نخستین بار در سال ۱۶۰۹ به چاپ رسیدند.


    مرگ

    ویلیام شکسپیر در روز ۲۳ آوریل ۱۶۱۶ میلادی در پنجاه و دوسالگی درگذشت. جسدش را دو روز بعد در کلیسای مقدس ترینیتی به خاک سپردند. او حتی قطعه‌ای ادبی نیز برای روی سنگ قبر خود گفته که بر آن حک شده‌است:

    تو را به مسیح از کندن خاکی که اینجا را دربرگرفته دست بدار!

    خجسته باد آنکه این خاک را فروگذارد، و نفرین بر آنکه استخوان‌هایم بردارد!

    او در حالی مُرد که به سال ۱۶۱۶ هیچ نسخهٔ جمع آوری شده‌ای از آثارش وجود نداشت، و بعضی از آنها در نسخه‌هایی مستقل چاپ شده بودند که همان‌ها هم بدون نظارت و ویرایش او بود. در سال ۱۶۲۳ دو تن از اعضای هیئت شکسپیر، جان همینگز و هنری کاندل، نسخه جامع و ویراسته‌ای از نمایش نامه‌هایش را به چاپ رساندند که فِرست فولیو (First Folio) نام گرفت.


    و در آخر سخنان ویلیام شکسپیر


    من وقت را هدر دادم و اکنون اوست که مرا هدر می­دهد.ویلیام شکسپیر

     

    ای جسارت! دوست من باش.ویلیام شکسپیر

     

    دوستی نعمت گرانبهائی است ،خوشبختی رادوبرابر می کندوبه بدبختی تخفیف میدهد. ویلیام شکسپیر

     

    اگر كسی را دوست داری رهایش كن سوی تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول برای تو نبوده . ویلیام شکسپیر

     

    از بزرگی نترس؛ بعضی بزرگ زاده می­شوند، برخی بزرگی را به دست می­آورند و بعضی بزرگی را به دامانشان می­اندازند. ویلیام شکسپیر

     

    آه که دروغ چه چهره زیبایی دارد. ویلیام شکسپیر

     

    به  لب­هایت خوار و خفیف کردن نیاموز که برای بوسیدن آفریده شده­اند. ویلیام شکسپیر

     

    خدا به تو یک صورت داده است و تو از آن صورت دیگری ساخته ای. ویلیام شکسپیر

     

    صورت شما كتابیست كه مردم می توانند از آن چیز های عجیب بخوانند. ویلیام شکسپیر

     

    به عمقت برو، در بزن و بپرس قلبت چه می­داند. ویلیام شکسپیر

     

    اگر کلمات نایاب شوند، به­ندرت بیهوده مصرف می­شوند. ویلیام شکسپیر

     

    با خنده و شادی، بگذار چین و چروک­های پیری از راه برسند. ویلیام شکسپیر

     

    چقدر بدبختند آنان که صبر و شکیبایی ندارند؛ مگر نه آن است که زخم ذره ذره التیام می­یابد.ویلیام شکسپیر

     

    ترسو قبل از مرگش بارها می­میرد؛ دلیر فقط یک بار طعم آن را می­چشد.ویلیام شکسپیر

     

    عجیب است که گوش بشر در مقابل نصیحت کر شود ولی نسبت به چاپلوسی شنوا . ویلیام شکسپیر

     

    موطن آدمی را در هیچ نقشه جغرافیای نشانی نمی توان یافت، موطن آدمی در قلب همه کسانی است که دوستش دارند! ویلیام شکسپیر

     

    چرخ فلک، قایق­هایی را به حرکت در می­آورد که پارو آنها را به حرکت درنیاورده است.ویلیام شکسپیر

     

    زندگی داستانی است که یک ابله تعریف می­کند؛ پر از غوغا و هیاهو اما نامفهوم.ویلیام شکسپیر

     

    زندگی کمدی است برای کسی که فکر می کند و تراژدی است برای کسی که احساس می کند. ویلیام شکسپیر

     

    اگر غبطه خوردن به عزت و شرافت گناه است پس من مجرم­ترین روح زمینم.  ویلیام شکسپیر 

     

    چیزی نداشته باشی؛ چیزی برای از دست دادن نداری. ویلیام شکسپیر

     

    ظن و گمان همیشه در کمین ذهن گناه­آلود است. ویلیام شکسپیر

     

    جهنم خالی است چون همه دیوها اینجا هستند. ویلیام شکسپیر

     

    مگر پرتو شمع تا کجا می­رسد؛ مرگ خوب هم در این دنیای حرف نشنو همین قدر می­درخشد.ویلیام شکسپیر

     

    من در قید خوشنودی تو، با جوابی که می­دهم، نیستم. ویلیام شکسپیر

     

    اگر انجام دادن، به اندازه دانستن نیک از بد آسان بود، نمازخانه­ها کلیسا بودند و کلبه درویشان قصر پادشاهان. ویلیام شکسپیر

     

    اگر توانستی با نگاه به بذرهای زمان بگویی کدام جوانه می­زند و کدام نمی­زند، بعد با من حرف بزن. ویلیام شکسپیر

     

    نه خوب است و نه بد؛ فکر ماست که از آن خوب یا بد می­سازد. ویلیام شکسپیر

     

    زندگی به اندازه یک داستان تکراری که گوش گنگ مرد خواب­آلود را می­آزارد خسته­کننده است.ویلیام شکسپیر

     

    مثل امواج که به سوی ماسه­های ساحل شتابانند لحظات ماست که برای رسیدن به پایان بی­قرارند. ویلیام شکسپیر

     

    ای خدا، ای خدا! تا کی اسیر پلیدی [ناشی از] دروغ بمانیم. ویلیام شکسپیر

     

    عشق جوانتر از آن است که بداند وجدان چیست. ویلیام شکسپیر

     

    دختران هیچ نمی­خواهند جز شوهر و وقتی به دست آوردند همه چیز می­خواهند. ویلیام شکسپیر

     

    هر که سرگیجه دارد فکر می­کند دنیا دور خودش می­چرخد. ویلیام شکسپیر

     

    آدم­ها پنجره را به روی طلوع خورشید می­بندند. ویلیام شکسپیر

     

    غرورم با ثروتم از دست رفت. ویلیام شکسپیر

     

    چه غم شیرینی است جدایی. ویلیام شکسپیر

     

    شیطان برای رسیدن به مقصودش به کتاب آسمانی هم استناد می­کند. ویلیام شکسپیر

     

    گوش­هایت را به همه بسپار اما صدایت را به عده­ای معدود. ویلیام شکسپیر

     

    به افکارت زبان نده. ویلیام شکسپیر

     

    ظرف که خالی باشد صدای بیشتری دارد. ویلیام شکسپیر

     

    دوران طلایی پیش روست نه پشت سر. ویلیام شکسپیر

     

    اگر اشکی داری آماده شو تا آن را فرو بریزی. ویلیام شکسپیر

     

    دیوانه، عاشق و شاعر از یک قماشند: هر سه اهل خیال. ویلیام شکسپیر

     

    محتوای جاه­طلبی به­مثابه سایه رؤیاست. ویلیام شکسپیر

     

    هنوز هنری خلق نشده که افکار را از روی صورت بازسازی کند.ویلیام شکسپیر

     

    هر کس باید با شکیبایی نتیجه رفتارش را تحمل کند.ویلیام شکسپیر

     

    وزن دشمن را بیشتر از آنچه به نظر می­آید حساب کن. ویلیام شکسپیر

     

    سه ساعت زودتر بهتر از یک دقیقه دیرتر. ویلیام شکسپیر

     

    برای آن که کار درست بزرگی انجام بدهی، اشتباه کوچک مرتکب شو. ویلیام شکسپیر

     

    آن که تاج بر سر دارد، بی­قرار سر بر بالین ­گذارد .ویلیام شکسپیر

     

    محکوم زمانیم و زمان محکوم گذشتن. ویلیام شکسپیر

     

    هر آنچه گذشت مقدمه است.ویلیام شکسپیر

     

    وقتی پدر به پسر چیزی می­دهد هر دو می­خندند؛ وقتی پسر به پدر چیزی می­دهد هر دو می­گریند. ویلیام شکسپیر

     

    وقتی غم می­آید، فقط با یک مأمور مخفی نمی­آید بلکه با چند لشکر از راه می­رسد.ویلیام شکسپیر

     

    آهسته و عاقلانه! آنان که تند می­دوند سکندری می­خورند.ویلیام شکسپیر

     

    زاده شدن همچون ربوده شدن است، که بعد از آن به عنوان برده فروخته می­شوی. ویلیام شکسپیر

     

    یه رفیق تو دربار بهتر از دهشاهی تو کیف جیبیه. ویلیام شکسپیر

     

    یه احمق فکر می­کنه عاقله اما یه عاقل می­دونه که احمقه.ویلیام شکسپیر

     

    خوبی زیادی هم بد از آب درمیاد. ویلیام شکسپیر

     

    بهتره احمق با حضور ذهن باشی تا با حضور ذهن احمق.ویلیام شکسپیر

     

    آدم تبهکار می‌رود ولی شرش بعد از او می‌ماند. ویلیام شکسپیر

     

    آن کس که جرأت انجام کارهای شایسته دارد، انسان است. ویلیام شکسپیر

     

    آن کس که مال مرا بدزدد، چیز بی ارزشی را ربوده‌است، اما آن‌که نام نیک مرا برباید، جزئی از وجود مرا می‌برد که او را غنی نمی‌کند اما در واقع مرا حقیر می‌سازد. ویلیام شکسپیر

     

    آیا می‌دانید که انسان چیست؟ آیا نسب و زیبایی و خوش‌اندامی و سخن‌گویی و مردانگی و دانشوری و بزرگ‌منشی و فضیلت و جوانی و کرم و چیزهای دیگر از این قبیل، نمک و چاشنی یک انسان نیستند؟ ویلیام شکسپیر

     

    از دست دادن امیدی پوچ و آرزویی محال، خود موفقیت و پیشرفت بزرگی است. ویلیام شکسپیر

     

    اگر در این جهان از دست و زبان مردم در آسایش باشیم، برگ درختان، غرش آبشار و زمزمه جویبار هریک به زبانی دیگر با ما سخن خواهند گفت. ویلیام شکسپیر

     

    اگر دوازده پسر داشتم و همه را به طور یکسان دوست می‌داشتم و یازده پسرم را در راه میهن قربانی می‌کردم، بهتر از این بود که یکی پس از دیگری در بستر خواب بمیرند. ویلیام شکسپیر

     

    امان از وقتی که مردم، دزد عقل را به گلوی خود بریزند، منظور از دزد عقل، مشروبات الکلی است، واقعأ که هیچ عاقلی این کار را نمی‌کند. ویلیام شکسپیر

     

    اندیشه‌ها، رؤیاها، آه‌ها، آرزوها و اشک‌ها از ملازمان جدایی‌ناپذیر عشق می‌باشند. ویلیام شکسپیر

     

    ای فتنه و فساد، تو چه زود در اندیشه مردان نومید رخنه می‌کنی. ویلیام شکسپیر

     

    بدی‌های ما در دنیا به یادگار می‌ماند و خوبی هایمان همراه با ما به گور می‌رود. ویلیام شکسپیر

     

    بذله‌گویی برازنده‌ترین لباسی است که در یک مجلس می‌توان پوشید. ویلیام شکسپیر

     

    برای دشمنانت کوره را آنقدر داغ مکن که حرارتش خودت را نیز بسوزاند. ویلیام شکسپیر

     

    برای لذت بردن کافیست اندکی احمق باشی. ویلیام شکسپیر

     

    به دست آور آنچه را که نمی‌توانی فراموشش کنی و فراموش کن آنچه را که نمی‌توانی بدست آوری. ویلیام شکسپیر

     

    تردیدهای ما خائنینی هستند که با نصایح خود، ما را از حمله به دشمن باز می‌دارند، درحالی که تصمیمی راسخ و حمله‌ای به موقع می‌تواند فتح و پیروزی را نصیب ما سازد. ویلیام شکسپیر

     

    تملق خوراک ابلهان است. ویلیام شکسپیر

     

    جایی‌که تخم محبت کاشته شود، شادمانی می‌روید. ویلیام شکسپیر

     

    جوانی و پیری با یک دیگر قابل مقایسه نیستند. جوانی مایه نشاط و سعادت است و پیری موجب فلاکت و حسرت. جوانی نیمروز زندگانی است و پیری شبانگاه ظلمانی. جوانی دوره خودنمایی و شجاعت است و پیری روزگار ترس و مذلت، جوان چون آهوی وحشی با نشاط و غرور در وادی زنگی می‌دود و پیر چون مردی لنگ آهسته و با هزار زحمت ، قدم برمی‌دارد. ویلیام شکسپیر

     

    جوانی جرعه‌ای است فرح‌انگیز ولی حیف که به پیری آمیخته‌ است. ویلیام شکسپیر

     

    چراغ کوچکی در شب، تاریکی را می‌شکافد و به اطراف نور می‌دهد، کار خوب اگرچه کوچک و ناچیز باشد در نظر من کوچک و ناچیز نیست. ویلیام شکسپیر

     

    در سرتاسر اعمال بشر، جزر و مدی موجود است که اگر آدمی در مجرای آن واقع شود، به ساحل سعادت می‌رسد وگرنه سراسر عمر وی در گودال‌های بدبختی و فلاکت سپری خواهد شد. ویلیام شکسپیر

     

    در سینه خود شراره‌ای آسمانی دارم که نامش وجدان است.ویلیام شکسپیر

     

    دشمنان بسیاری دارید که نمی‌دانند چرا دشمن شما هستند ولی همچون سگ های ولگرد هنگامی که رفقایشان بانگ بردارند، آنها نیز پارس می‌کنند. ویلیام شکسپیر

     

    دنیا مانند یک تماشاخانه‌است، هرکس رل خود را بازی می‌کند و سپس مخفی می‌شود.ویلیام شکسپیر

     

    دوستی نعمت گرانبهایی است، خوشبختی را دوبرابر می‌کند و از بدبختی می‌کاهد. ویلیام شکسپیر

     

    دنیا، سراسر صحنه بازی است و همه بازی‌گران آن به نوبت می‌آیند و می‌روند . نقش خود را به دیگری می‌سپارند. ویلیام شکسپیر

     

    دیدن و حس کردن، وجودداشتن است، زندگی در اندیشه‌است. ویلیام شکسپیر

     

    دیوانه خودش را عاقل می‌پندارد و عاقل هم می‌داند که دیوانه‌ای بیش نیست. ویلیام شکسپیر

     

    زنبور هرچقدر باشد،گل از آن بیشتر است؛ دل‌های ماتم زده هر اندازه باشند، قلب‌های شاد زیادترند. ویلیام شکسپیر

     

    زندگی از تار و پود خوب و بد بافته شده‌است، فضیلت ما وقتی می‌تواند بر خود ببالد که از خطاهای ما شلاق نخورد و جنایت‌های ما وقتی نومید می‌شود که مورد ستایش فضیلت‌های ما قرار نگیرد. ویلیام شکسپیر

     

    سعادتمند کسی است که به مشکلات و مصایب زندگی لبخند زند. ویلیام شکسپیر

     

    شادمانی در خانه‌ای است که مهر و محبت در آن مسکن دارد. ویلیام شکسپیر

     

    شخص عاقل و هشیار به هرجا قدم بگذارد، سعادت و فراغت بال همراه اوست زیرا در جهان بجز خوبی وزیبایی  چیزی نمی‌بیند. ویلیام شکسپیر

     

    عشق غالبأ یک‌نوع عذاب است، اما محروم بودن از آن مرگ است! ویلیام شکسپیر


    برگرفته از ویکی پدیا



    :ugly: !!! یادت نره نظر بدی >:ugly:

    نوع مطلب : بانک سخن بزرگان، مناسبتی، مطالب توپ، عمومی، 
    برچسب ها : ویلیام شکسپیر، شکسپیر، William Shakespear، جان شکسپیر (پدر) ماری، شکسپیر (مادر)، فهرست آثار ویلیام شکسپیر،
    لینک های مرتبط :
              
    سه شنبه نهم اردیبهشت 1393
    سه شنبه هفدهم مرداد 1396 08:00
    It's an remarkable piece of writing designed for all the web
    viewers; they will obtain benefit from it I am sure.
     
    لبخندناراحتچشمک
    نیشخندبغلسوال
    قلبخجالتزبان
    ماچتعجبعصبانی
    عینکشیطانگریه
    خندهقهقههخداحافظ
    سبزقهرهورا
    دستگلتفکر
    برای دیدن صفحه عشق کلیک کنید





    آمار وبلاگ
    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :
    امکانات جانبی
    :ugly:
    قرآن بخوانید

    کد هدایت به بالا



    ابزار هدایت به بالای صفحه