تبلیغات
کــــــــــاوای ســــــــــــار - دنیای مجازی چیست؟
  • کد نمایش افراد آنلاین
  • کدستان
    تماس با کاوا
    با سلام
    شــما عزیزان و یـاران همراه مـا میتوانی از طریق یکی از راههای زیر با ما در تماس باشید و مطالب زیبای خود را بـرای وبلاگ خودتــان ارسال کنید
    ایمیل : cavasar@yahoo.com

    جی میل : cava.mbs@gmail.com

    فیس بوک : www.facebook.com/cavaysar

    تویتر :twitter.com/cava_mf30

    موبــایل : 09122572541
    با تشکر
    کــــــــــــــاوای ســــــــار

    .
    صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
    ___________________



    ابزار وب رایگان-ایران تاریخ هجری شمسی
    نظرسنجی
    تا چه حدی از وبلاگ ما راضی هستید ؟






    درباره وبلاگ


    ***خوش آمدید***

    ایمیل : cavasar@yahoo.com
    شماره تماس :09122572541
    خداوندا به من بیاموز:

    دوست بدارم کسانی را، که دوستم ندارند
    عشق بورزم به کسانی، که عاشقم نیستند
    محبت کنم به کسانی، که محبتی در حقم نکردند
    بگریم با کسانی، که هرگز غمم را نخوردند
    و بخندم با کسانی،
    که هرگز شادیهایشان را با من قسمت نکردند.

    مدیر وبلاگ : محسن باقری ساری

    آخرین مطالب
    آخرین مطالب
    دنیای مجازی چیست؟

    روزی با عجله و اشتهای فراوان به یک رستوران رفتم.

    مدتها بود می خواستم برای سیاحت از مکانهای دیدنی به سفر بروم. در
    رستوران محل دنجی را انتخاب کردم، چون می خواستم از این فرصت استفاده کنم
    تا غذایی بخورم و برای آن سفر برنامه ریزی کنم.

    فیله ماهی آزاد با کره، سالاد و آب پرتقال سفارش دادم. در انتهای لیست
    نوشته شده بود: غذای رژیمی می خورید؟ ... نه

    نوت بوکم را باز کردم که صدایی از پشت سر مرا متوجه خود کرد:

    - عمو... میشه کمی پول به من بدی؟

     فقط اونقدری که بتونمنون بخرم

    - نه کوچولو، پول زیادی همراهم نیست.

    - باشه برات می خرم

    صندوق پست الکترونیکی من پُر از ایمیل بود. از خواندن شعرها، پیامهای
    زیبا و همچنین جوک های خنده دار به کلی از خود بی خود شده بودم. صدای
    موسیقی یادآور روزهای خوشی بود که در لندن سپری کرده بودم.

    عمو .... میشه بگی کره و پنیر هم بیارن؟

    آه یادم افتاد که اون کوچولو پیش من نشسته.

    - باشه ولی اجازه بده بعد به کارم برسم. من خیلی گرفتارم. خُب؟

    غذای من رسید. غذای پسرک را سفارش دادم. گارسون پرسید که اگر او مزاحم است ، بیرونش کند. وجدانم مرا منع می کرد.

    گفتم نه مشکلی نیست.

    بذار بمونه. برایش نان و یک غذای خوش مزه بیارید.

    آنوقت پسرک روبروی من نشست.

    - عمو ... چیکار می کنی؟

    - ایمیل هام رو می خونم.

    - ایمیل چیه؟

    - پیام های الکترونیکی که مردم از طریق اینترنت می فرستن.

    متوجه شدم که چیزی نفهمیده. برای اینکه دوباره سئوالی نپرسد گفتم:

    - اون فقط یک نامه است که با اینترنت فرستاده شده

    - عمو ... تو اینترنت داری؟

    - بله در دنیای امروز خیلی ضروریه

    - اینترنت چیه عمو؟

    - اینترنت جائیه که با کامپیوترمیشه خیلی چیزها رو دید و شنید.

    اخبار،موسیقی، ملاقات با مردم، خواندن و نوشتن، رویاها، کار و یادگیری. همه

    این ها وجود دارن ولی در یک دنیای مجازی.

    - مجازی یعنی چی عمو؟

    تصمیم گرفتم جوابی ساده و خالی از ابهام بدهم تا بتوانم غذایم را با آسایش بخورم.

    - دنیای مجازی جائیه که در اون نمیشه چیزی رو لمس کرد. ولی هر چی که
    دوست داریم اونجا هست. رویاهامون رو اونجا ساختیم و شکل دنیا رو
    اونطوری که دوست داریم عوض کردیم.

    - چه عالی. دوستش دارم.

    - کوچولو فهمیدی مجازی چیه؟

    - آره عمو. من توی همین دنیای مجازی زندگی می کنم.

    - مگه تو کامپیوترداری؟

    - مادرم تمام روز از خونه بیرونه. دیر برمی گرده و اغلب اونو نمی بینیم.

    - نه ولی دنیای منم مثل اونه ... مجازی.

    - وقتی برادر کوچیکم از گرسنگی گریه می کنه، با هم آب رو به جای سوپ می خوریم

    - خواهر بزرگترم هر روز میره بیرون و کار  میکنه اما من نمی فهمم چیکار می کنه ولی وقتی برمی گرده حسابی خسته است .

    - و من همیشه پیش خودم همة خانواده رو توی خونه دور هم تصور می کنم.
    یه عالمه غذا، یه عالمه اسباب بازی و من به مدرسه میرم تا یه روز دکتربزرگی بشم.

    - پدرم سالهاست که زندانه

    - مگه مجازی همین نیستعمو؟

    قبل از آنکه اشکهایم روی صفحه کلید بچکد، نوت بوکم را بستم.

    صبر کردم تا بچه غذایش را که حریصانه می بلعید، تمام کند. پول غذا راپرداختم.

    من آن روز یکی از زیباترین و خالصانه ترین لبخندهای زندگیم را
    همراه با این جمله پاداش گرفتم:

    ممنونم عمو، تو معلم خوبی هستی.

    آنجا، در آن لحظه، من بزرگترین آزمون بی خردی مجازی را گذراندم. ما هر
    روز را در حالی سپری می کنیم که از درک محاصره شدن وقایع بی رحم زندگی
    توسط حقیقت ها ،عاجزیم.


    :ugly: !!! یادت نره نظر بدی >:ugly:

    نوع مطلب : داستانهای کوتاه و پند آموز، عمومی، 
    برچسب ها : دنیای مجازی چیست؟، داستان کوتاه،
    لینک های مرتبط :
              
    یکشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1393
    سه شنبه هفدهم مرداد 1396 07:18
    Hi there everyone, it's my first go to see at this site, and piece of writing
    is in fact fruitful in support of me, keep up posting these articles or reviews.
     
    لبخندناراحتچشمک
    نیشخندبغلسوال
    قلبخجالتزبان
    ماچتعجبعصبانی
    عینکشیطانگریه
    خندهقهقههخداحافظ
    سبزقهرهورا
    دستگلتفکر
    برای دیدن صفحه عشق کلیک کنید





    آمار وبلاگ
    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :
    امکانات جانبی
    :ugly:
    قرآن بخوانید

    کد هدایت به بالا



    ابزار هدایت به بالای صفحه