تبلیغات
کــــــــــاوای ســــــــــــار - مطالب ابر محزون
  • کد نمایش افراد آنلاین
  • کدستان
    تماس با کاوا
    با سلام
    شــما عزیزان و یـاران همراه مـا میتوانی از طریق یکی از راههای زیر با ما در تماس باشید و مطالب زیبای خود را بـرای وبلاگ خودتــان ارسال کنید
    ایمیل : cavasar@yahoo.com

    جی میل : cava.mbs@gmail.com

    فیس بوک : www.facebook.com/cavaysar

    تویتر :twitter.com/cava_mf30

    موبــایل : 09122572541
    با تشکر
    کــــــــــــــاوای ســــــــار

    .
    صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
    ___________________



    ابزار وب رایگان-ایران تاریخ هجری شمسی
    نظرسنجی
    تا چه حدی از وبلاگ ما راضی هستید ؟






    درباره وبلاگ


    ***خوش آمدید***

    ایمیل : cavasar@yahoo.com
    شماره تماس :09122572541
    خداوندا به من بیاموز:

    دوست بدارم کسانی را، که دوستم ندارند
    عشق بورزم به کسانی، که عاشقم نیستند
    محبت کنم به کسانی، که محبتی در حقم نکردند
    بگریم با کسانی، که هرگز غمم را نخوردند
    و بخندم با کسانی،
    که هرگز شادیهایشان را با من قسمت نکردند.

    مدیر وبلاگ : محسن باقری ساری

    آخرین مطالب
    آخرین مطالب
    خانه بر دوش

    خانه بر دوش
    آسمان ابری شد
    ابر رحمت آمد
    نمِ باران بارید
    همه خوشحال زِ این بارش باران بودند
    چند ساعت بگذشت
    كوچه‌ها پر شده بود از باران
    همه جا آب ز هر كوچه و برزن چه روان
    همه می‌ترسیدند
    نكند بارشِ باران همه‌اش سیل شود
    كه اگر سیل بیاید همه را خواهد بُرد
    ترسِ مردم این بود
    نكند خانة آنها بشود در آوار
    یا كه دارایی و اموال و زر و سكه‌شان
    همگی را ببرد این باران
    همه گفتند:
    خدایا دگر این رحمت خود را به سرِ ما نفرست
    این دگر نعمت نیست. بلكه نغمت شده است
    هیچ كس شكر نكرد. یك نفر اگه به این راز نبود
    گر خداوند نخواهد كه بماند به سلامت چیزی
    می‌تواند راحت
    یا اگر خواست كه شیشه بغل سنگ سلامت ماند
    او چقدر راحت و آسوده تواند این كار
    بین این جمعیتِ آشفته
    خوش به احوالِ دل آن مردی
    كه همه دار و ندارش
    پشته‌ای بود كه بر دوشش داشت
    راحت هر سو كه دلش خواست
    همانجا می‌رفت
    او دگر دغدغه خانه و مسكن كه نداشت
    كوله‌اش قدری نان
    كمكی قند و نمك داشت
    بهمراه پتویی كوچك
    بالشِ زیرِ سرش
    كوله‌ای بود كه همراهش داشت
    او چه بس قانع بود
    به همین مال و منالِ اندك
    زندگی بهرِ چو مردی
    روزهایی داشت
    پر ز آسایش و خوابی راحت
    آن همان مردی بود
    خانه‌اش بر دوشش
    او دگر مثلِ جماعت
    غم سیلاب نداشت...!!!

    (( سید حسن ساداتی ))

    منبع:محزون


    :ugly: !!! یادت نره نظر بدی >:ugly:

    نوع مطلب : شعر، 
    برچسب ها : کوچه باغ، محزون، خانه بر دوش، ساز نا کوک، حرف‌های پدر و پسری،
    لینک های مرتبط :
              
    جمعه پنجم مهر 1392
    برای دیدن صفحه عشق کلیک کنید
    كوچه باغ

    كوچه باغ آمده بود سار كمی جالب بود
    حامد از مرغ و شتر گفت بسی جالب بود
    عسگری هم سخن از ماده و نر كرد كمكی جالب بود
    یا رضاسی كه ز زنبور و ز گردو میگفت
    جمله در نوعِ خودش خوب و كمی جالب بود
    آن گزارش گر با حال ز قالی پرسید
    جوابی كه صحبه داده كمی جالب بود
    شهربانو زِ غذا و صحبه از قالی
    همه با گویشِ ساری چقدر جالب بود
    آن سوالی كه بپرسید كه سار یعنی چه؟
    پاسخ محسن موسی ، من درآوردی، ولی جالب بود
    آنچه را گفت كه آن مزرعه دار
    گفتش لازم و عالی و چقدر جالب بود
    آن گزارش كه ز فرهاد گرفت
    بیش از این‌ها كه تو فكرش بكنی جالب بود.

    (( سید حسن ساداتی ))

    منبع : محزون


    :ugly: !!! یادت نره نظر بدی >:ugly:

    نوع مطلب : شعر، 
    برچسب ها : کوچه باغ، محزون،
    لینک های مرتبط :
              
    پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1392
    برای دیدن صفحه عشق کلیک کنید
    حرف‌های پدر و پسری

    آخ كه چقدر دلم می‌‌خواد برم سار
    برم سر خاكِ آقام تو مزار
    برم واسش درد دلام رو بگم
    بوسه زنم به قبر اون بی‌شمار
    بگم كه بچه‌هات با هم دیگه صمیمی نیستند
    فاصله افتاده میون همشون چه بسیار
    بگم كه حتی اگه با هم یه سلامی دارند
    اینم فقط مصلحتی است مصلحتِ روزگار
    بگم محبتامون دیگه واقعی نیست
    ناله و شیون بزنم، گریه كنم زار و زار
    بگم رفیقات همه نا رفیقند
    چه مَندَلی چه حُسعلی چه ممدِ درستكار
    برم سلامی به زن آقا بدم
    گِله كنم پیشش از این روزگار
    بگم شما به خدا نزدیك ترید
    بخواه گِرِه وا بشه از كار و بار
    بگم كه از وقتی شماها رفتید
    زمونه از من درآورده دمّار
    بگم كه بین خودی و ناخودی
    حتی نمونده واسه من چند تا یار
    بگم كه هیچ كس واسمون نمونده
    اینم بذاریم به پایِ روزگار؟

    (( سید حسن ساداتی ))

    منبع : محزون



    :ugly: !!! یادت نره نظر بدی >:ugly:

    نوع مطلب : مطالب توپ، شعر، 
    برچسب ها : حرف های پدر و پسری، محزون، حسن ساداتی،
    لینک های مرتبط :
              
    سه شنبه نوزدهم شهریور 1392
    برای دیدن صفحه عشق کلیک کنید
    ساز نا کوک
    روزگار هر لحظه سازی میزند
    لحظه‌ای كوك است سازش
    لحظه‌ای بد می‌زند
    سازِ ما از ابتدا
    ناكوك بود
    گوئیا از بهرِ غم‌ها كوك بود.

    (( سید حسن ساداتی ))
    منبع : محزون


    :ugly: !!! یادت نره نظر بدی >:ugly:

    نوع مطلب : مطالب توپ، شعر، 
    برچسب ها : ساز ناکوک، محزون،
    لینک های مرتبط :
              
    شنبه نهم شهریور 1392
    برای دیدن صفحه عشق کلیک کنید





    آمار وبلاگ
    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :
    امکانات جانبی
    :ugly:
    قرآن بخوانید

    کد هدایت به بالا



    ابزار هدایت به بالای صفحه